شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
381
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
رجوع شود ) . اين ابن الجوزى فرزند آن جمال الدّين ابو الفرج عبد الرّحمن ابن الجوزى مشهور صاحب تأليفات متعدّده است كه در 597 درگذشته بود . در تاريخ ابن بيبى ( چاپ عكسى ص 256 تا 261 ) خبر مسافرت محيى الدّين مذكور به رسالت بنزد علاء الدّين كيقباد مندرج است ، موضوع رسالت اين بوده است كه چون تاتار سلطان محمّد خوارزمشاه را از ميان برداشتهاند ممكنست روى ببغداد آورند ، سلطان دو هزار نفر سوار از براى يارى خليفه بفرستد ! سلطان با امراى خويش مشورت كرد و گفت : سدّ استوار در برابر هجوم مغل و تتار سيم و زر و هديّه و تحفه است ، مع هذا چون خليفه سواران خواسته است ما پنج هزار سوار مىفرستيم ؛ و سپس از تمامى شاهان زيردست خويش هدايا و پيشكشها خواست و همه را بهمراهى لشكريان بجانب بغداد فرستاد ، ولى خليفه پس از وصول هدايا و تحف براى فرار از مخارج اين لشكريان دستور داد كه سپاه به روم عودت كند بدين بهانه كه : معلوم شد مغولان از نيّت حملهء بر بغداد منصرف شدهاند ! 219 / 14 مخلص الدّين ، اين نيز درست نيست و ظاهرا بايد كه مانند متن عربى در همه جا بمختص الدّين بدل شود ؛ همچنين در 241 / 11 و 268 / 18 . 220 / 9 و 13 خرتپرت ، نيز 221 / 13 خارتپرت و 269 / 15 ديده شود ، نام شهرى بوده است از شهرهاى ارمنستان و واقع بوده است در جنوب شقّهء جنوبى و شرقى از دو رودى كه نهر فرات از آنها بوجود مىآيد ، و آن شقّه را نهر ارسناس مىگويند . نام عربى خرتپرت در اصطلاح مسلمين حصن زياد بوده است و امروزه جزء بلاد تركيّه است و خرپوط ناميده مىشود ( به كتاب سرزمينهاى خلافت شرقى تأليف لسترينج ص 125 رجوع شود ) .